یکشنبه / ۲۶ تیر ۱۴۰۱ / ۰۷:۰۲
سرویس : پژوهش
کد خبر : ۱۵۳۸۰
گزارشگر : ۲۳۷۷۳
سرویس پژوهش
گزارش کامل نشست تخصصی

رسانه‌ها و کاهش آسیب اجتماعی سالمندان در دوران پسا کرونا

رسانه‌ها و کاهش آسیب اجتماعی سالمندان در دوران پسا کرونا
(یکشنبه ۲۶ تیر ۱۴۰۱) ۰۷:۰۲

به همت دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها دومین هم‌اندیشی تخصصی "رسانه و کاهش آسیب اجتماعی سالمندان در دوران پسا کرونا" روز چهارشنبه 25 خرداد از ساعت 10 الی 11:30 دراین دفتر به صورت ویدئو کنفرانس برگزار شد.سالمندی از دوره‌های مهم زندگی است و توجه به نیازهای اجتماعی، جسمی و روانی در این دوران به دلیل تاثیری که روی کیفیت زندگی آنها می‌گذارد از اهمیت زیادی برخوردار است. همان طور که شیوع ویروس کرونا سبب بروز مشکلاتی در تمامی ابعاد زندگی انسان شده برای سلامتی جامعه سالمندان و سطح فعالیت آنها نیز آسیب های جدی به دنبال داشت.این نشست برگزار می شود.

دراین نشست فرزانه بهادری،دانشجوی دکترا تخصصی سالمندشناسی، رقیه باقری،دانشجوی دکترا تخصصی سالمندشناسی و دکتر گیتا علی آبادی، مدیر کل دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها با هدف مروری بر نقش رسانه ها در کاهش آسیب  اجتماعی سالمندان در دوران پسا کرونا به ارائه نقطه نظرات خود پرداخته اند و محورهای زیر مورد بحث و بررسی قرار داده اند

- راهکارهای رسانهای در کاهش آسیب اجتماعی سالمندان

-ضرورت توجه به نقش رسانهها در بهبود کیفیت زندگی سالمندان در پسا کرونا

- آگاهیبخشی و مطالبهگری رسانهها دردوران پساکرونا

پسا کرونا-رسانه-سالمندان

در ابتدای نشست دکتر گیتا علی آبادی ؛مدیرکل دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها ضمن خوشامدگویی به میهمانان نشست اظهار داشت: .سالمندی از دوره‌های مهم زندگی است و توجه به نیازهای اجتماعی، جسمی و روانی در این دوران از اهمیت بالایی برخوردار است و با توجه به پاندومی کرونا و تاثیر غیر قابل انکار آن بر سالمندان ،این سوال قابل طرح است برای آرامش روحی و روانی سالمندان ،رسانه ها چه نقشی می توانند داشته باشند؟

 

 

در این خصوص فرزانه بهادری،دانشجوی دکترا تخصصی سالمندشناسی با اشاره کوتاهی به شرایط و پیامدهای ویروس کرونا اینگونه افزود:. ویروس کرونا، قرنطینه های اجباری و ماندن در خانه برای همه گروههای سنی یک سری تبعات داشت که گره سنی سالمندان که از گروههای سنی پرخطر برای ابتلا به این بیماری بودند و به دلیل ترس از ابتلا به بیماری آن فاصله اجتماعی را حفظ کردند و بیشتر خانه نشینی را تجربه کردند که این تنهایی و خانه نشینی منجر به بروز یکسری پیامدهای منفی و در نتیجه آسیب به سلامت جسمی و روانی سالمند شد. با شروع اپیدمی این ویروس در ابتدای سال 2020، جهان در یک شوک قرار گرفت چرا که غیرقابل پیش بینی بود وشرایط زندگی ناگهان تغییر کرد و همانطور که اشاره شد از آنجا که سالمندان در گروههای پرخطر این بیماری قرار می گرفتند بیشتر متحمل این آسیب های جسمی و در کنار آن پیامدهای منفی مربوط به حوزه سلامت روانی و اجتماعی شدند. این مسئله به شدت کیفیت زندگی سالمندان را تحت تأثیر قرار داد. رعایت پروتکل های بهداشتی سالمندان را بیشتر از دیگر گروهها دچار انزوای اجتماعی می کرد. این معضل به دلیل وجود زیرساخت های از قبل پیش بینی شده در کشورهای پیشرفته نسبت به توسعه یافته کمتر حس شد. یکی از مهمترین زیرساخت ها بحث توانمند کردن سالمندان برای استفاده از رسانه اعم از رسانه های جمعی یا اجتماعی بوده است. درواقع ارائه کننده ها که در اینجا رسانه ها هستند و دریافت کننده پیام که در بحث ما سالمندان هستند هر دو آموزش دیده بودند. زمانی که رسانه ارائه کننده محتوایی تولید می کند که آگاهانه است به آن معنی که فرد تهیه کننده محتوای رسانه کاملاً به پدیده  ageism یا سن گرایی اشنایی دارد و به دیدگاه های کلیشه ای مثبت و منفی این گروه سنی اشراف دارد و در متون اشاره شده بود که در این زمینه از متخصصین حوزه سالمندان برای تولید محتوا مشاوره می گیرند. از طرفی سالمندان هم در زمینه محتوای آموزشی استاندارد دوره دیده اند و کاملاً آگاه به تشخیص پیام های رد و بدل شده واقعی از غیرواقعی هستند.

حال گریزی می زنم به کشورهای در حال توسعه و مثال عینی آن کشور خودمان را بیان می کنم اگر خاطرتان باشد در ابتدای همه گیری این بیماری پیام هایی از طریق رسانه ملی منتشر شد که نگران نباشید کرونا فقط سالمندان را درگیر می کند و به این ترتیب قربانیان کرونا را گروه سنی سالمندان معرفی می کرد که پیامد آن رسوخ ترس و واهمه زیاد در گروه سنی سالمندان در خانواده ها شد که به دنبال آن انجمن سالمندی طی نامه ای مطالبه گری کردند و توضیح دادند که انتشار این خبر چه آثار سویی دارد و چند درصد سالمندان که در ابتدای همه گیری مبتلا شدند درگیر جو نامناسب ایجاد شده شدند و اطلاعات غلط رد و بدل شده، در اثر ترس از بیماری فوت کردند، بسیار اهمیت داشت که مردم از قبل توانمند و آگاه می شدند به خصوص سالمندانی که از گروههایی بودند که به درستی نمی توانستند از این رسانه استفاده کنند و به نحوی آسیب دیدند. با گذشت حدود 2 سال زندگی در این شرایط و به دلیل افزایش آگاهی از این بیماری و سازگار شدن با این نوع و شکل از ارتباطات و نقش مؤثر رسانه ها به خصوص رسانه های اجتماعی در کاهش تنهایی سالمندان، استفاده از رسانه های اجتماعی در سالمندان بسیار مرسوم شد. از انجا که قبلاً ارتباطات اجتماعی و مراودات این گروه سنی مستقیم انجام می گرفت در استفاده از رسانه های اجتماعی در یک مقاومت و گاردی قرار داشتند و شرایط اپیدمی کرونا تهدیدی بود که تبدیل به فرصت شد و سالمندان تحت این شرایط علاقمند به کاربرد این نوع تکنولوژی که استفاده از رسانه های اجتماعی یکی از آنهاست متمایل شوند.

شرایط مطلوب بود ولی مسئله ای که پیش آمد آن بود که سالمندان با تزریق دز دوم واکسن هم حاضر نیستند به زندگی اجتماعی قبل از کرونا برگردند و رسانه های اجتماعی جایگزین ارتباطات اجتماعی مستقیم قبل از همه گیری کرونا شد. شاید در ذهن افراد سؤال پیش بیاید که چه اشکالی دارد که سالمندان تحت شرایط کنونی زندگی را ادامه دهند؟ مسئله مهمی که وجود دارد که زندگی کنونی که در حال حاضر مردم با آن در حال سازگاری اند یک سری تبعات دارد که هم می تواند سلامت اجتماعی و هم سلامت جسمی را به خطر بیاندازد. ارتباطات در فضای مجازی خوب است اما به هیچ عنوان نمی تواند جایگزین ارتباطات مستقیم شود چون ارتباطات حضوری یک سری پوئن ها دارد که ارتباطات مجازی به هیچ عنوان ندارد و بالتبع در حوزه سالمندی همیشه در ارتقای کیفیت زندگی و بهبود آن به این مسئله پرداختیم که حضور و نقش ارتباطات مستقیم در بعد اجتماعی تا چه اندازه چشمگیر است. پس حال که رسانه در حوزه سالمندی آنقدر بولد شده و همه از این فضا و بستر و شرایط استفاده می کنند، می توانیم زمینه ای را فراهم کنیم که سالمندان برای برگشتن به زندگی اجتماعی قبل از کرونا تشویق شوند، با همه گیری این بیماری همه مراکز سالمندی از جمله مراکز روز، توانبخشی، کانون های جهان دیدگان، کانون فرزانگان با ابلاغیه سازمان بهزیستی بسته شدند. با دریافت دز دوم و سوم واکسن بسیاری از مؤسسات ابلاغیه زدند که سالمندان از این به بعد باید خدمات را به صورت حضوری دریافت کنند اما با استقبال بسیار کمی مواجه شدند و در تماسی که یکی از مدیران این مراکز با من اظهار کردند با مشکل عدم استقبال سالمندان مواجه شدیم و نمی دانیم با چه راهکاری آنها را به زندگی اجتماعی قبلی شان و دریافت خدمات حضوری برگردانیم. پس از آنجایی که هیچ چیز قابل پیش بینی نیست باید در شرایط کنونی سالمندان را در جهت برگشتن به زندگی اجتماعی سابق و ارتباطات و نقش های اجتماعی قبل از همه گیری آموزش دهیم. اما در کنار آن باید رعایت پروتکل های بهداشتی لحاظ شود. براساس مقالات مطالعاتی ،عنوان شده که عدم مشارکت اجتماعی سالمندان به صورت حضوری و بی تحرکی آنها می تواند مشکلات جسمی همچون بیماری های قلبی، عروقی، دیابت، افزایش خطر سقوط و ... را ایجاد کند. پس می بینیم عدم مشارکت در جامعه می تواند سلامت جسمی سالمندان را هم تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین در حال حاضر رسانه یکی از در دسترس ترین و مفیدترین بستر و شرایط است که می توانیم از آن برای تشویق به بازگرداندن سالمندان به زندگی اجتماعی شان بهره ببریم تا بیشتر از این در حوزه سلامت جسمی و اجتماعی متضرر نشویم. چرا که برگشتن افراد به زندگی اجتماعی قبل از کرونا می تواند بسیار سلامت اجتماعی، جسمی و روانی شان را تحت تأثیر قرار دهد.

پسا کرونا-رسانه-سالمندان

رقیه باقری،دانشجوی دکترا تخصصی سالمندشناسی در ادامه این بحث اظهار داشت: همانطور که می دانیم جمعیت در حال پیشروی به سوی سالمندی است و کشور ایران هم از دیگر کشورها مستثنی نیست و در حال انتقال از پنجره جمعیتی به سالمندی هستیم و بر طبق پیش بینی ها در سال 2050 نزدیک به 31 درصد جمعیت کشور ما را سالمندان تشکیل خواهند داد. تحولی که در بافت جمعیتی کشور ما و همزمان با کشورهای دیگر در حال رخ دادن است، بیانگر آن است که سالمندان ما نیازمند امکانات و نیروهای متخصص بیشتری در این زمینه هستند تا بر اساس راهکارهای مؤثر خدمات مناسب و کافی به سالمند ارائه دهند و نیازهای مربوط به آنها را در ابعاد مختلف جسمانی، روانی، عاطفی، اقتصادی و پرکردن اوقات فراغت و حس مفید بودن در جامعه و حفظ کرامت و حرمت در جامعه که ضروریات دوران سالمندی است، مورد تدقیق و توجه قرار دهند. چرا که عدم برآورده شدن هر کدام از آنها می تواند منجر به دامن زدن آسیب های اجتماعی شود. مسئله آسیب های اجتماعی از زمانی که جوامع ایجاد شدند مورد توجه قرار گرفت. هرگونه رفتار فردی یا جمعی که در چارچوب اصول اخلاقی جای نمی گرفت و قواعد جمعی آن را نمی پذیرفته با منعی رو به رو می شد که به عنوان یک آسیب شناخته می شد. اگر اسیب های اجتماعی به خوبی شناخته نشود و برای حل و فصل آنها به خوبی برنامه ریزی نشود ،می تواند به بی نظمی ها و نابسامانی های جامعه منجر شود که در نهایت می تواند حاکمیت و نظام آن جامعه را با خطر روبه رو کند. سالمندان هم به دلیل نیازهای ویژه ای که دارند ممکن است مبتلا به آسیب های اجتماعی خاصی باشند و جامعه با خطراتی مواجه شود که نه تنها قشر سالمندان بلکه دیگر قشرها را هم درگیر بکند. همانطور که می دانید کشور ایران در حال گذار از جامعه سنتی به مدرنیسم است که منجر به ایجاد تغییراتی در ساختارهای فرهنگی و اجتماعی و افزایش آسیب های اجتماعی شده است. اگر بخواهم آسیب های اجتماعی را دسته بندی کنم یکی از مهمترین آنها فقر است که متأسفانه درصد محسوسی از سالمندان نیازمند توجه کشور، بیمه و درآمد کافی ندارند و نابرابری های اقتصادی، اجتماعی، تضادهای طبقاتی باعث بروز کشمکش هایی شده که متأسفانه این موجب شده است که سالمندانی را داشته باشیم که حتی از برآورده کردن نیازهای اولیه خود محرومند و وقتی فقر در قشر یا گروهی زیاد شود و مطمئناً ارتکاب به جرم و جنایت هم به دنبال خواهد داشت و این پدیده آنقدر مهم است که روایات اسلامی بیان می شود که با ورود فقر، دین فرد خارج میشود. که این شرایط بیانگر آن است که افراد مرتکب اعمالی می شوند که نه مناسب شخصیت و نه فرهنگ شان است که فقط نابرابری های اقتصادی باعث آن اعمال و رفتار شده است. از دیگر آسیب های اجتماعی در بحث نگهداری سالمندان است. از آنجا که خانواده ها در دوره های قدیم گسترده بودند سالمندان از طرف خانواده ها مورد حمایت قرار می گرفتند و فرزندان مسئولیت نگهداری را داشتند ولی با توجه به تغییرات مدرنیسم و مهاجرت روستائیان به شهر و شهرنشینان به حاشیه شهرها، فرزندان خانواده از پدر و مادر دور شدند واگر مراقبت کافی از والدین سالمند نشود در نتیجه  آنها تنها می مانند و مراقبی ندارند. با توجه به فرهنگ غنی ایرانی اسلامی و نقش نهاد خانواده و تأکید بر آن در فرهنگ ایرانی - اسلامی متأسفانه تا حدودی در حال تزلزل است.

رسانه در این زمینه می تواند نقش مهمی داشته باشد تا روابط بین نسلی را بهبود ببخشد و انتظارات سالمندان از فرزندان را تا حدودی تعدیل کند ودر عین حال فرزندان را آموزش دهد تا حرمت و کرامت سالمندان حاضر در منازل را حفظ کنند و به نگهداری مناسب آنها کمک کند. ولی در هر حال بعضی اوقات مجبور می شویم سالمندان را دور از خانواده نگهداریم تا در مراکز مراقبتی توجهات مناسب را دریافت کنند. البته یکی از آسیب های اجتماعی در این موضوع نقل مکان سالمندان است که مکان زندگی را از خانواده به سمت مراکز مراقبتی تغییر دهند. یکی دیگر از موضوعاتی که باید به آن توجه کرد بی سوادی و کم سوادی سالمندان است که این گروه سنی از جامعه به دلیل شرایطی که از قبل وجود داشته و علیرغم تلاش های زیادی که در زمینه با سوادی آنها شد باز با درصد بالایی از سالمندان ناتوان از دریافت دانش از طریق کتب هستند. توانایی برقراری ارتباط مناسب با مطالب علمی را ندارند و آگاهی کافی در زمینه سالمندی و تغییراتی در این شرایط برایشان بوجود می آید، نداشته باشند.

یکی دیگر از آسیب ها مربوط به پیشرفت تکنولوژی و صنعت است. سالمندان ما نتوانستند با رشد صنعت و تکنولوژی در کشور هم گام شوند و این وضعیت باعث شد که به فرزندان وابسته بمانند و از بسیاری از امکانات محروم شوند. برای مثال ناتوانی در پرداخت قبوض از طریق موبایل یا واریز اعتبارات و ... از آن جمله اند که آنها را در زمینه شناسایی سایت های معتبر و چگونگی دسترسی به آن نگران می کند و عدم آگاهی نسبت به تکنولوژی آنها را مستعد تحت سوء استفاده در فضای مجازی قرار می دهد و امنیت مالی و اجتماعی آنها هم به مخاطره می افتد. از دیگر آسیب های اجتماعی موجود در قشر سالمندان، اختلافات و تفاوت های بین نسلی است که متأسفانه باعث کاهش ارتباط سالمندان و فرزندان و نوادگان می شود و از برقراری ارتباط مناسب محروم می شوند. با توجه به دوران کرونا و بالتبع قرنطینه های آن، اختلافات و نزاع زناشویی و خانوادگی باعث می شد که سالمندان در منزل مانده دچار زجر و اسیب شوند و محیط خانواده از حالت آرامبخش خارج شود و آنها را از کانون خانواده دور کند و ارتباط زن و شوهر سالمند دستخوش نابسامانی شود.

مطالب بالا عنوان شد تا بگوییم که رسانه ها می توانند در این حوزه ها فعالیت گسترده داشته باشند. یکی از مصادیق آن، برنامه سازی در حوزه خانواده و اجتماع کنند و به خانواده چگونگی برخورد با سالمندان، بهبود روابط بین نسلی را بیاموزند. محتواهایی تولید کنند تا به شیوه های مستقیم و غیر مستقیم آسیب های فرهنگی اجتماعی متوجه گروه سالمندان را روشن و تعیین کنند و مهارت های مقابله با آن را آموزش دهند. یکی دیگر از برنامه هایی که می تواند مفید واقع شود مربوط به مراقبان غیر رسمی است و همانطور که خدمتتان عرض کردم، بسیاری از خانواده ها درگیر مراقبت از سالمندان خود هستند و از آنجا که خانواده ها به حالت هسته ای شده اند فرزندان هم نمی توانند مراقبت ها را به نحو احسن انجام دهند و تک فرزندی و تعداد فرزند کمتر باعث نگرانی سالمندان و مراقبان و فرزندان در زمینه مراقبت و نگهداری شوند. از آنجا که فرزندان هم در زندگی شخصی خود مسئولیت های دیگری هم دارند نگرانی مضاعفی را بوجود آورده است. از این روی با رسانه و ایجاد برنامه ها و محتواهای مناسب نسبت به آموزش مراقبان غیر رسمی می توان در جهت ارتقای سلامت جسم و روان آنها تلاش کرد و تا این مراقبت با کمترین تنش انجام گیرد و سالمند بتواند با کمترین دغدغه مراقبت ها را دریافت کند.

 یکی دیگر از موارد آسیب های اجتماعی، نابرابری های اقتصادی و فقر است. باید سعی شود با ایجاد برنامه هایی در رسانه، سالمندان را به سمت کارآفرینی وسرمایه گذاری های مناسب سوق دهیم. بسیاری از سالمندان در سن بازنشستگی باز هم امکان فعالیت دارند که می توان با آموزش یک سری مهارت ها به آنها،کارآفرینی را در آنها شکوفا کنیم تا نه تنها در ابعاد مالی بلکه در ابعاد اجتماعی هم ارتقا یابند. از دیگر آموزش های برنامه سازی سالمندان، دادن فرصت یادگیری و آموزش مطالب جدید است. همانطور که در برخی از کشورها شاهد بروز دانشگاه های نسل سوم با تدوین برنامه های خاصی هستیم می توانیم در کشورمان به این امور بپردازیم. با توجه به اینکه رسانه ها در سطح فرد، جامعه و خانواده و مسئولین در تماس اند و می توانند در این زمینه نقش مهمی داشته باشند. اگر رسانه ها بتوانند در سطح کلان مسئولین را نسبت به ضرورت برنامه ریزی مناسب برای موضوع افزایش جمعیت سالمندان کشور و برخورداری این گروه از امکانات و مراقبت های مناسب آگاه سازند مسئولین هم به سمت بهبود شرایط قدم بر میدارند و در سطح فردی و خانواده هم نسبت به پذیرش پدیده سالمندی و انتخاب روش مناسب مسئله سالمندی آموزش های لازم را داشته باشند. در این میان نقش برنامه ریزی های حوزه مجازی بسیار کمک رسان است و ضروری است که سواد رسانه ای در این قشر مدنظر قرار گیرد و به صرف اینکه موبایل هوشمند و دسترسی به اینترنت را برای سالمند فراهم کنیم در حالی که آموزش کافی در این زمینه نداشته باشد قطعاً تبعات منفی به دنبال خواهد داشت. اگر آموزش کافی داده شود و آنها بتوانند موارد امنیتی را به درستی رعایت کنند و از کاربردهای بسیار تکنولوژی بهره ببرند زندگی مستقل تری را خواهند داشت و وابستگی آنها در بسیاری از حوزه ها کمتر خواهد شد. از دیگر کارهای مفید رسانه، تولید محتواهایی با موضوع آموزش مهارت های فردی، روابط با همسر و فرزندان و اخلاق مداری است تا با گنجاندن برنامه هایی ویژه برای سالمندان با نیازهای ویژه، چون سالمندان تنها، سالمندان روستایی، سالمندان ساکن 'موسسات مراقبتی و تولید محتواهای مفید برای سالمندان، با تبیین مسائل بتوانند برای ارائه راهکارهای مناسب جهت سازگاری سالمند با آن شرایط خاص و بهبود سطح کیفیت زندگی آنها ایفای نقش کنند.

از دیگر کارهای رسانه، برگزاری یک سری کمپین است. رسانه ها در این زمینه نشان دادند که در حوزه های دیگر بسیار فعال هستند و می توانند نقش مؤثری داشته باشند. پس در مورد سالمندی هم می توانند برای افزایش آگاهی افراد جامعه، مسئولین در حوزه های مختلف سالمندی از این روش بهره ببرند و با بهره بردن  از حضور افراد تأثیرگذار میزان تأثیر آموزش در این کمپین ها را افزایش دهند. باید برنامه هایی در ارتباط با الگوپذیری سالمندان تدوین شود تا بدین وسیله با انتقال تجارب تعدادی از سالمندان موفق به این مهم دست یافت و باعث تشویق و تسهیل مسیر زندگی و بهبود سطح کیفیت خودباوری این گروه از جامعه شد. از دیگر موارد مفید حوزه سالمندی و رسانه، تشویق خیرین برای سرمایه گذاری در حوزه سالمندان است. متأسفانه در فعالیت های رسانه ای کمتر شاهد این موضوع بوده ایم. جامعه ما به دلیل وضعیت جمعیتی که داراست نیازمند سرمایه گذاری جدی و بیشتر در این حوزه است. می توان با سوق دادن خیرین به سرمایه گذاری در حوزه سالمندان، سطح کیفیت زندگی این قشر آسیب پذیر جامعه را ارتقا داد و به طور قطع سلامت قشر سالمند جامعه، دیگر گروه های جامعه را هم منتفع خواهد کرد. سالمند سالمی که کمتر از بیماری رنج می برد، هزینه های درمانی کمتری خواهد داشت و در پی آن مستقل شدنش نیاز به مراقبت های رسمی و غیر رسمی اش کاهش خواهد داد و همه این منافع دیگر سطوح جامعه را هم دربر می گیرد.

از دیگر کارهایی که بر عهده رسانه است، جلب اعتماد عمومی کند. وقتی که سالمند احساس کند که مشکلات و دغدغه هایش به خوبی در رسانه مطرح می شود و مشکلاتش در سطوح بالاتر مسئولیتی جامعه منعکس و منتقل میشود حس بسیار خوب اعتماد را در سالمند نسبت به رسانه بوجود می آورد و این قشر از جامعه هم در زمره مخاطبین آن رسانه قرار می گیرد. از دیگر کارهایی که رسانه می تواند در این موضوع انجام دهد، نظرخواهی از سالمندان را در کارهای خود بگنجاند و سالمند را در امر برنامه سازی دخیل کند. همانطور که برای زوجین جوان، پرورش کودک، برنامه تفریحی و سرگرمی فراهم شود برای سالمندان هم این کارها انجام شود. با تدوین یک سری برنامه خاص سالمندان، از نظرات و تشریک مساعی آنها بهره ببریم. همانطور که رسانه از اقشار مختلف دچار آسیب های اجتماعی تدوین برنامه می کند ضروری است بخشی از این محتواهای برنامه ها به قشر سالمند اختصاص یابد تا به این وسیله توجه جامعه و خانواده به این قشر بیشتر معطوف شود. موضوع دیگری که می توان به آن پرداخت، نقش رسانه در تسهیل ارتباط بین مسئولین و سالمندان است. متأسفانه در شرایط معمول نمی توانیم به راحتی و مستقیم با مسئولین صحبت کنیم رسانه می تواند این نقش مهم را داشته باشد و باب گفتگوی بین گروهی از سالمندان و مسئولین را بگشاید. همانطور که شاهد برنامه های کارشناسی در شبکه های مختلف با حضور مسئولین و دیگر اقشار جامعه هستیم.

   لزوم به کارگیری برنامه های شاد و مفرح و کارشناسی برای همه اقشار جامعه به خصوص سالمندان از دیگر ضروریات نقش رسانه در این گفتگوست. متأسفانه دربرنامه های ایجاد شده جهت توانمندسازی سالمند تلاشی نشده و آنها را قشری وابسته و غیرمستقل و هزینه بر نشان می دهد. وجود تیم کارشناسی برای تولید محتوای برنامه های سالمندی می تواند با ایجاد نگاه بهتر و درست تر برنامه بهتری رقم بزند. پس برای ساختن برنامه های مطلوب و ارتقای وضعیت اجتماعی سالمندان در ابتدا باید این موضوع را بپذیریم که سالمندان ما که در حال افزایش هستند نیازمند مراقبت و برنامه ریزی مناسب اند. به طور حتم با ایجاد تیم متخصص برنامه های متناسب با وضعیت فرهنگ و ساختار اجتماعی خودمان ، مسئولین و کارشناسان تخصیص بودجه و تأمین منابع نیز نسبت به موضوع وقوف و آگاهی بیشتری خواهند یافت در نتیجه امکانات بهتر و مناسب تری را در نظر خواهند گرفت. در این میان رسانه می تواند در زمینه آگاهی بخشی نقش برجسته ای داشته باشد و با آگاهی بخشی در زمینه حق و حقوق تمام سطوح افراد جامعه، حس مطالبه گری اقشار جامعه و حس پاسخگویی مسئولین افزایش دهد و حلقه اتصال تمام این موارد باشد و صادقانه به همه مشکلات و دغدغه ها بپردازد و همه سلیقه ها را با نگاهی جامع در نظر بگیرد.

 

مدیر کل دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها در ادامه گفتگو این سوال را مطرح کرد که:

سن سالمندی به چه دوره ای از عمر اطلاق می شود؟

رقیه باقری،دانشجوی دکترا تخصصی سالمندشناسی :اگر بخواهیم سن سالمندی را براساس سن تقویمی محاسبه کنیم بسیار ساده تر مرزبندی می شود چرا که بعضی افراد با توجه به رسیدن به سن 80 سال، از لحاظ بیولوژیکی فرد سالم چهل ساله ای هستند پس جهت سهولت کار باید پارامتر تقویم را درنظر گرفت نه بیولوژیک.

سازمان بهداشت جهانی دو عدد را تعیین کرده که 60 برای کشورهای در حال توسعه و 65 را برای کشورهای توسعه یافته درنظر گرفته است و علیرغم اینکه امید به زندگی در خانم ها از آقایان بیشتر است ولی عدد سالمندی در هر دو یکسان است. اینگونه نیست که هر کسی که در اثر بیماری دچار افت شود در ردیف سالمندان قرار گیرد ولی در هر حال با افزایش سن، شاهد کاهش یکسری از عملکردهای اعضای بدن عوامل شناختی خواهیم بود.

وقتی که سالمند خود را ناتوان از یادگیری، شرکت در برنامه ریزی آموزشی می بیند کم کم به جامعه القا می شود که با ورود سالمندی به کلاس آموزشی دیگر افراد جامعه و خانواده هم با توجه به ذهنیت قبلی که دارند از چرایی حضورش در دوره های آموزشی می پرسند و این نگرش منفی باعث می شود که فرزند سالمند هم این موضوع را درونی سازی کند ورفتارش را با آن نگرش منفی درونی سازی می کند و خود را در امر یادگیری و آموزش ناتوان و بی انگیزه می بیند.در اینجا این هنر رسانه است که برنامه هایی را تولید کند که سالمند به امر یادگیری تشویق شود و همانطور که در متون ما آمده است که زگهواره تا گور دانش بجوی سالمند به وسیله رسانه در این امر خطیر یاری می شود. سالمند باید در زندگی اش احساس معناداری و هدف داشته باشد. اگر الگوهایی از سالمندان موفق جامعه که در این دوره سنی کاری را شروع کردند که نسبت به انرژی جوانان و با توجه به محدودیت زمان و هزینه به آن هدف و مقصود رسیده اند به وسیله رسانه نشر داده شود و توصیه های آنها به روش مستقیم بلکه به روش غیر مستقیم و در قالب رفتاری به نسل های دیگر ارائه شود بالتبع در پویایی جامعه هدف و دیگر نسل ها مؤثر خواهد بود.

 

فرزانه بهادری،دانشجوی دکترا تخصصی سالمندشناسی :در رابطه با مسائلی که خانم دکتر باقری جامع و مانع فرمودند یک سری از مسائل باقی مانده که سعی می کنم در بحث ارتقای کیفیت زندگی به آن اشاره کنم. یکی از مسائل elder abuse است که بسیار ضروری است رسانه بر آن متمرکز شود. پدیده ای که بسیار خاموش است و در جوامع در حال توسعه در حال اتفاق است. از آنجا که شناسایی و تشخیص این پدیده تا حدودی با ارزش ها و باورها و فرهنگ ما در مغایرت است علیرغم وجود داشتن قابل تشخیص نیست. به هر حال در تمام کتب اسمانی ما احترام و نیکی به پدر ومادر از واجبات عنوان شده و اینکه در واقعیت می بینیم فرزندانی هستند که سالمندان خانواده را از لحاظ جسمی، روانی، مالی مورد آزار و اذیت قرار می دهند در این شرایط پدر و مادرها به دلیل عطوفت و عشق و دیگر مسائل، این مشکلات را بازگو نمی کنند که خود باعث می شود این ازارها در وجود سالمند نهادینه شود و به سلامت جسمی، روانی واجتماعی و همه ابعاد شخصیتی سالمند تأثیر گذارد. بسیار به جاست که رسانه در زمینه حقوق سالمندان همچون مورد مذکور اطلاع رسانی کند که اگر سالمندی دچار این مشکل شود می تواند با ظرفیت ها و منابعی که در حال حاضر در دسترس است همچون شماره 123 اورژانس اجتماعی بهزیستی تماس بگیرد و خدمات را چه به صورت حضوری و چه به صورت غیرحضوری دریافت کند که در ادامه مطلب در بعد مسئله کیفیت زندگی مسائل را بیشتر بیان می کنم. در ابتدا لازم است بین پیری وسالمندی تفکیکی قائل شد. پیری احساسی است که هر کس از خود دارد. برای مثال ممکن است فردی در سن سی سالگی احساس کند که پیر است و نشاط و جوانی را ندارد ولی سالمندی طبق سن تقویمی مشخص می شود برای مثال فردی که 60 سال سن دارد جزو سالمندان محسوب می شود. سالمندی طبقه بندی های متفاوت دارد مثل سن بیولوژیک، سن روانی، سن اجتماعی که هر کدام تعاریف متفاوتی دارد. در سن بیولوژیگ، میزان چین و چروک ها، سپید شدن موها، لرزش دستان، کاهش ظرفیت جسمانی. برای مثال اگر فرد در سی سالگی می توانست مسافت یک کیلومتری را در 10 دقیقه برود ولی در سن سالمندی آن مسافت را در نیم ساعت طی می کند که این مسئله بیانگر کاهش ظرفیت های جسمانی است.

 در بحث سن بیولوژیک عوامل محیطی و ژنتیکی دخیل هستند و امکان دارد فردی در سن 60 سالگی علائم کمتری از تشخصات این سن را بروز دهد و به نظر جوانتر برسد. زمانی جامعه سالمند را از لحاظ اجتماعی طرد می کند و انزوا رها می کند. همه سالمندان تلاش می کنند تا در گروه جوان قرار گیرند از این رو شاهد افزایش جراحی های زیبایی  در کشور هستیم. دلیل اصلی تلاش سالمند برای خارج نشدن از گروه کانونی جوانی است. از این رو می خواهد زیبایی، جوانی وشادابی خود را حفظ کند. از انجا که جامعه دیدگاه خوبی به سالمند نداده و آن را به عنوان فرد سالمند نپذیرفته است سعی در حفظ خود در آن گروه دارد که این ویژگی بیشتر متوجه کشورهای در حال توسعه است که به نظرم این موضوع نیاز شدید به فرهنگ سازی و تلاش دارد. متخصصین زیبایی معتقدند اینکه فردی جراحی زیبایی را برای حس و حال خود انجام می دهد بسیار متفاوت است از اینکه عمل زیبایی انجام شود. برای تأیید وپذیرش در جامعه و برای عدم خروج از گروه کانونی جوانی. امیدوارم در این زمینه آموزش و اطلاع رسانی رخ دهد تا این مسئله جا بیفتد که در ازای خروج سالمندان از رده های نوجوانی و جوانی، میانسالی و متفاوت شدن بیولوژیک، توانمندی های سالمند در نظر گرفته شود و وی را عنوان فرد مفید و مؤثر به حساب بیاورند که می تواند بر اعتماد به نفس، عزت نفس، توانمندی و استقلال وی و ... کارساز باشد و این عوامل همچون یک زنجیر عمل می کند که اگر یک حلقه اتصال برقرار شود بقیه حلقه ها هم درست عمل خواهند کرد. هدف از افزایش جمعیت کمیت صرف نیست بلکه باید به کیفیت و زیرساخت آن هم توجه کرد در سال 35 امید به زندگی 35 سال بود و در حال حاضر امید به زندگی برای مردان 75 و برای خانم ها 79 سال است. براساس آمار و تعاریف سلامت، صرف افزایش جمعیت ملاک نیست بلکه در کنار افزایش کمیت افزایش کیفیت را هم باید رقم زد. یعنی در کنار افزایش سال های عمر باید افزایش کیفیت زندگی را هم شاهد باشیم. اگر جمعیتی بدون وجود زیرساخت افزایش یابد، جامعه با مشکلات جمعیتی مواجه خواهد شد برای مثال افزایش جمعیت سال 60 انفجار جمعیت سالمندی سال های 1430 و 1450 را به دنبال خواهد داشت. باید در کنار افزایش جمعیت با ایجاد زیرساخت های مربوط بحث کیفیت زندگی هم مطرح شود.

بشر به دنبال راهی است که limmortality یا نامیرایی را کشف کند و عمر را طولانی کند. وقتی جوامع به دنبال این مسئله هستند کشور ما هم از این قاعده مستثنی نیست این همه تلاش در حوزه پزشکی، درمان، واکسیناسیون تا طول عمر افراد را زیاد کنیم و در حال حاضر شاهد افزایش جمعیت سالمندی هستیم که به نظرم پدیده بدی نیست و سونامی نام نهادن بر این پدیده اشتباه است. سالمند شدن جمعیت دستاورد و پیشرفت در حوزه تکنولوژی و بهداشت و درمان است. بنابراین در حال حاضر که جمعیت سالمندی رو به افزایش است باید خدماتی به سالمندان ارائه شود که میزان وابستگی سالمندان کم شود. برای مثال فرزندی که پدر و مادر سالمند دارد و ازدواج کرده و در سن فرزندآوری است و در کنار نقش همسری نقش فرزندی را هم دارد و از پدر و مادر وابسته در انجام امور روزمره اش نگهداری می کند وقتی دغدغه نگهداری از پدر و مادر را دارد نمی تواند در نقش فرزندآوری مؤثر باشد و چند نقشی را بر عهده بگیرد. هرچقدر افراد در دهه های گذشته می توانستند چند نقشی را بپذیرند ولی با گذشت هر دهه قابلیت هندل کردن چند نقش را از دست می دهند که نمی توان علت مشخصی بر آن شناسایی کرد. اگر در جامعه والدین مستقلی را داشته باشیم که به نوعی کمک دهنده هستند و از نوه ها حمایت و مراقبت می کنند و زیرساختی فراهم شود که آن طرف سالمندی حدی معین شود برای سالمندی موفق و فعال و سالم چیزی از دست نمی رود و بحث فرزندآوری هم به قوت خود باقی است. در شرایط کنونی مردم بسیار آگاه شده اند و آگاهانه تصمیم می گیرند وقتی مشکلات اقتصادی پدر و مادر خود را می بینند که 3 تا 5 فرزند داشتند و بحث تک فرزندی اصلاً مطرح نبوده است نسبت به موضوع حساس تر می شوند حال سالهای آینده چه مشکلاتی با افرادی داریم که فرزندان مستقل که به فکر مهاجرت هستند و پدر و مادری که کسی از آنها مراقبت نخواهد کرد. بنابراین دو طرف طیف باید همزمان با هم برنامه ریزی شود و مانور دادن روی یک سر طیف کارساز نیست و با همزمانی می تواند اتفاق های بهتری بیفتد.

 

رقیه باقری،دانشجوی دکترا تخصصی سالمندشناسی :به بیانیه ای که سازمان جهانی بهداشت در مورد جمعیت سالمند داده بود اشاره می کنم در این بیانیه اعلام می شود که وضعیت سالمندی، شرایطی جهان شمول است که همه کشورها اعم از در حال توسعه یا توسعه نیافته درگیر آن خواهند شد، نکته دیگر اینکه این مسئله بی سابقه است و در تاریخ با این موضوع مواجه نبوده ایم و نکته مهمتر اینکه این وضعیت برگشت ناپذیر است به آن معنی که آن چیزی که سازمان جهانی بهداشت به آن تأکید دارد آن است که این وضعیت برگشت ناپذیر و پایدار است و باقی خواهد ماند. شاید تلاش هایی شود و درصدهایی کاهش یابد ولی طبق پیش بینی سازمان جهانی بهداشت این وضعیت پایدار است. موضوع دیگری که به ذهنم می رسد تصور کنید گنج بزرگی را در اختیار فردی قرار دهید وببینید چگونه استفاده می کند اگر درست استفاده نکند، دیگر فرصت را ازدست داده و دوباره گنجی به وی اعطا نمی شود. کشورهایی را داشتیم که در برهه ای از زمان با افزایش جمعیت جوان مواجه بودند و توانستند از این فرصت و گنج در جهت رشد و توسعه جامعه شان بهره ببرند ولی متأسفانه ما این فرصت را از دست دادیم. دهه شصتی ها بیبی بومرهایی را داشتیم که در زمان مناسب برای آنها سرمایه گذاری نکردیم. نه فرصت های آموزشی مناسب، نه شغل مناسب و متأسفانه برای سالمندی مناسب هم برنامه ریزی نشده است. حال این دهه شصتی ها این وضعیت اسفبار را به دوش کشیدند حال چطور در جوانی و فرزندآوری با چه امیدی می توانند با به دنیا آوردن فرزندان زیاد از امکانات آسایشی و آرامشی خود به آنها هم ارائه دهند؟ ما برای خارج شدن از این فاز 30 سال دیگر فرصت داریم اگر یک دهه شصتی بتواند در این سی سال کاری انجام دهد و برنامه ریزی خوب برای رشد اقتصادی داشته باشد و از نظر اقتصادی کشور را به سمت بالاتری ببرد، و فرصت کارآفرینی داشته باشد، بتواند وضعیت مالی خود را بهبود ببخشد، در سالمندی نیاز به کمک کسی نخواهد داشت و در سالمندی با جمع آوری ثروت های بدست آمده از دوره جوانی و قراردادن در چرخه های اقتصادی، شاهد یک رشد اقتصادی دیگری خواهد بود. برای مثال آلمان در فاز جوانی وضعیت اقتصادی مطلوبی به دست آوردند و حال همان افراد که اکنون سالمند شده اند و هنوز هم وضعیت مالی خوبی دارند، با ثروت خود در کشورشان سرمایه گذاری می کنند. حال با قرار گرفتن گنج جوان جمعیت در اختیار کشور ما و برنامه ریزی مناسب در این 30 سال پیش رو شاید بتوان به بهره وری لازم از این گنج برسیم. در هر حال باید برای جمعیت سالمند کنونی فکری شود و افزایش جمعیت تأثیری بر افزایش کنونی جمعیت سالمند ندارد. پس هر افزایش جمعیت بی برنامه ای می تواند همین مشکلات و معضلات سالمندی را دوباره ایجاد کند. به نظرم صدا و سیما باید به همه جوانب بپردازد و فقط به باوری تأکید کردن مشکلی حل نمی شود باید برای هر گروه جمعیتی برنامه ریزی دقیق شود. امیدواریم با برنامه ریزی سالمندی مطلوبی را به جامعه اهدا کنیم.

 

خانم بهادری،دانشجوی دکترا تخصصی سالمندشناسی:

راهکارهایی که به ارتقای کیفیت زندگی کمک می کند و می توان از طریق رسانه مطرح شود و در این موضوع بسیار کمک دهنده است، در حال حاضر رسانه های اجتماعی یکی از بسترهای ارتباط با سالمندان با یکدیگر است و شیوه ارتباطی متفاوتی است و چون بسیاری از سالمندان که سابقه استفاده از تکنولوژی های این چنینی را نداشتند می تواند در اوایل کار برایشان جذاب باشد و در این میان رسانه می تواند در واقع بستری فراهم کند برای آموزش توانمندی سالمندان و استفاده از رسانه های اجتماعی. در حال حاضر کشور ما از کشورهایی است که میزان استفاده از شبکه های مجازی در سالمندان بسیار کم است که یکی از دلایلش آموزش ندیدن به دلیل بی سوادی و کم سوادی این گروه از جامعه است و این عامل باعث شده برخی از این فضا و بستر استفاده کننده به خصوص در دوران همه گیری بیماری کرونا نیاز به استفاده از این فضا بسیار ضروری و چشمگیر بود که اگر می توانستند از این فضا استفاده کنند معضلات ترس، اضطراب و افسردگی در سالمندان کمتر می شد. یکی از مواردی که خانم دکتر باقری هم فرمودند، بحث یادگیری مادام العمر است. زمانی که سالمند یادگیری را شروع می کند باید بپذیریم فرایند یادگیری محدودیت زمانی ندارد و رسانه می تواند برنامه هایی را که مخاطب اصلی سالمند را به همراه داشته باشد فراهم کند تا زمینه و بستر برای یادگیری مسائل مختلف همچون شبکه های آموزش بتواند در کمک به رفع معضل فراهم شود. درست است که سالمندان از لحاظ جسمی دچار افت عملکرد می شوند اما از ابعاد دیگر بسیار توانمندند و می توان با مانور دادن بر آن ابعاد توانایی، حس مثبت سالمند و توانمندی اش را تا انتهای دوره زندگی بیانگیزیم. کمک به زندگی مستقل سالمندان که باز رسانه نقش بسیار مؤثری خواهد داشت.

برای مثال محتواهای آموزشی که تمام دغدغه های سالمند از قبیل محدودیت فیزیکی از ساعت های اولیه صبح تا شب بررسی شود. در این میان از تجارب کشورهای دیگر استفاده شود که نمونه هایی را در اینستاگرام می توان دید. مورد دیگر همانطور که در ابتدای صبح برای همه گروههای سنی برنامه های ورزشی نمایش داده می شود. برای سالمندان هم به دلیل محدودیت های جسمانی برنامه یا اپلیکیشنی ورزشی تدوین شود که متناسب با شرایط جسمانی سالمندان باشد. باید گفت به دنبال حفظ عملکرد جسمی سالمندان می توان عملکرد اجتماعی را حفظ کرد. بحث عملکرد شناختی هم به همین عنوان است برنامه ها و بازی هایی که در جامعه ما بومی شده اند و قابلیت کاربرد آن برنامه ها می تواند منجر به حفظ عملکرد شناختی سالمندان شود. بحث دیگر که به نظرم در رسانه خیلی مهم است مقابله با سن گرایی است به طوری که بعضی از رفتار ها و اعمال در گروه سنی سالمندان منع می شود که اگر در جامعه از طریق رسانه ها به این موضوع در قالب آموزش توجه شود به نظرم بسیار مثمرثمر خواهد بود.

مسئله دیگر که می تواند منجر به بهبود کیفیت زندگی سالمندان شود ترویج فرهنگ ازدواج مجدد برای سالمندانی است که همسرشان فوت کرده است. مسئله ای که در کشور ما تابو شده و رفته رفته کمرنگ می شود مخالفت فرزندان با ازدواج مجدد والدین به خصوص خانم های سالمند است که به نظرم با ازدواج مجدد تأثیر بر سلامتی جسمی، روانی، اجتماعی و استقلال و اعتماد به نفس و ... را شاهد خواهیم بود. مورد دیگر بحث ارتباط بین نسلی است که می توان با تهیه یک سری برنامه ها، فیلم ها با موضوع ترویج روابط بین نسلی به این مهم دست یافت برای مثال فیلمی تهیه شود که در آن سالمند در استفاده از شبکه های اجتماعی از تجربیات فرزند و نوه خود بهره میگیرد بدین روش روابط بین نسلی ترویج می یابد که می تواند بسیار مؤثر است و در حال حاضر شاهد شکاف عمیق در این مسئله هستیم.

 بحث دیگر شناختن توانمندی سالمندان به خصوص سالمندان موفق جهت ایجاد انگیزه برای دیگر سالمندان. برای مثال در شیراز آقای بازنشسته 60 ساله ای مسیر کوهستانی را طی سه سال تبدیل به مسیر پیاده روی کرد. اگر این موضوع ها رسانه ای شوند و این افراد شناخته شوند تعریف سالمندی تغییر می کند و سالمندی فقط به افرادی که محدودیت های جسمی، ذهنی، حرکتی دارند و در مراکز سالمندی نگهداری می شوند اتلاق می شود. مسئله دیگری که مشکل بسیار بزرگ است، مراقبین غیررسمی از قبیل همسر، فرزند، عروس در زمینه سالمند و به خصوص سالمند دمانسی هیچ آموزشی ندارند و نمی توان انتظار داشت که این فرد سالمند را abuse یا مورد آزار و اذیت قرار ندهد چرا که نمی دانسته که این عمل یا حرف منجر به آزار و اذیت سالمند می شود و از abuse سالمندی محسوب می شود. اگر این مسئله به واسطه رسانه نهادینه شود و آموزش داده شود و در قالب برنامه های مختلف با دعوت از متخصصین حوزه سالمندی با محوریت این موضوع و فیلم هایی با محتوای ارتباط مؤثر مراقب و سالمند، در بالا بردن و مناسب شدن کیفیت زندگی سالمندان ایفای نقش کرد. در انتها پیشنهاد می کنم اگر قرار است در نشست های بعدی برنامه ای ایجاد شود، نشستی به باید ها و نباید های تولید محتوا با محوریت سالمندی در رسانه های جمعی و اجتماعی اختصاص یابد. در حال حاضر شاهد تبلیغات، تیزرهایی در حوزه سالمندی هستیم اما نگاه تخصصی بر آنها وجود ندارد برای مثال پیام بازرگانی در تلویزیون پخش می شد که مربوط به سالمندی که دچار مشکل شناختی بود با پسرش به پارک رفته بود و با دیدگاه کلیشه ای نشان می داد که همه سالمندان دچار الزایمر و دمانس می شوند و در ادامه سالمند چندین بار از پسر اسم گنجشک را نشان می داد و پسر حدود بیست بار جواب داد و در نهایت عصبانی شده و فیلم با یک فلش بک از زمان کودکی فرزند روایت می کند که پدر با چه عشقی جواب تمام سؤالات تکراری فرزند را می دهد. این فیلم کوتاه نشان می دهد که اصلاً تصویر خوبی از سالمند ارائه نمی شود و کسی است که در تمام ابعاد زندگی اش وابسته است و آلزایمر دارد و respect احترام لازم را از فرزندانش دریافت نمی کند. به نظرم محتوای مناسب بسیار کمک دهنده است چرا که بعضی اوقات محتواهایی تهیه می شود که شاید در نگاه اول مناسب باشد ولی از نگاه تخصصی سالمندشناسی یک abuse و دیدگاه کلیشه ای منفی محسوب می شود در حالی که هدف ارتقای کرامت و احترام سالمند در جامعه بوده است. اگر در نشست های آتی برنامه ای داشته باشید خوشحال می شوم در مورد این حوزه به بحث و بررسی بپردازیم.

 

  

 

تعداد بازدید : ۸۳۳
(یکشنبه ۲۶ تیر ۱۴۰۱) ۰۷:۰۲
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید